Ehsan สาธารณะ
[search 0]
เพิ่มเติม

ดาวน์โหลดแอปเลย!

show episodes
 
Loading …
show series
 
از میان همه رفتن‌ها و تنها شدن‌ها که از زندگی آدم کابوس می‌سازند، مهیب‌ترین کابوس زندگی حسون را یک برق که بی‌موقع گذاشت رفت درست کرد. شرکت هالوفارم اعلام ورشکستی کرد، گفت کارگرهایش بیایند جای طلب یک چیزایی بردارند ببرند. در حالیکه حسون کنار سه تا خواهرهایش و ننه‌اش منتظر بود پدرش با یک وسپا یا جاروبرقی یا دو تا طاقه‌ی فرش دست دوم از در بیرون بیاید،…
 
نام داستان: فتواهای عاطفی نویسنده و خوانش: احسان عبدی پور شاعر: غیاث المدهون مترجم اشعار: مریم حیدری تنظیم: مهدی ستوده یک برادریم که هیچوقت ندیدمش، غیاث است. مثل کلکتور تمبر یا اسکناس، برادر خواهرهایی دارم که از پدر مادرهایی در چهارگوشه‌ی جهان پا گرفته‌ایم. رییس جمهورهای جدایی داریم، پرچم‌های جدایی، رنگ چشم‌های جدایی، کلمات نزدیک به همیم... ما از ر…
 
این گفتگو در تاریخ 16 آذرماه 99 صورت گرفته است. نسخه‌ی تصویری را از اینجا می‌توانید مشاهده نمایید..
 
۱. بیادِ کارو، اصغرِ کمپانی و همهٔ آنها که سینما، دل و روده‌شان را آورد توی حلق‌شان. کُشت‌شان… باز زنده‌شان کرد… ولی نه دیگه مث سابق! ۲. دربارهٔ فیلم‌ها یا کاراکترهایِ کالتِ سینما، چه ایران و چه جهان، چندتا مطلب قرار است بنویسم. دوهفته یک‌بار. فیلیمو تولیدش را برعهده گرفته. همه‌شان حس یا داستان یا ماجرایی‌ست که از آن فیلم‌ها توی ذهن یا دل من مانده،…
 
نسل ما دارد پا رو گل می‌کشد و خودش را از روی کول زمان میاندازد بلکه قدم توی چهل سالگی نگذارد! هم نسل قبلیمان و هم بعدیمان می‌دانند که ما به واقع آنقدر که سزاوارش بودیم، زیست درخوری نکردیم، حقمان هست حداقل کشدارتر باشد برای ما! بقول وودی آلن حالا که غذاش اینقدر بد طعم و مزخرف است کاش پُرسِش بزرگتر بود! که خب بزرگتر نیست، طبیعت کارش را می‌کند، طبیعت …
 
فروشگاه غارت شده بود، سوغات چین به فیلادلفیا هم رسیده بود و اهالی حجابِ تمدن و نوع دوستی و این دست نُنُر بازی ها را زده بودند کنار و قفسه ها را صاف کرده بودند، انگار نه انگار که اقتصاد یکم بشر! نقل یک ویدیوعه ساده است! دو تا ویلونیست آمریکایی لای قفسه های خالی و غارت رفته یک فروشگاه بزرگ ایستاده بودند، در حالیکه جلیقه نجات تنشان بود، ویلونهایشان را…
 
پشت چراغ قرمزا از تاکسی در میام، میرم رو کاپوت وایمیسم و دمام میزنم، وقتی یکی کاشتتم تو سرما و نمیاد، وقتی باختیم، وقتی دقیقه هشتاد و پنجِ دوتا جلوییم، وقتی پس فردا موعد کرایه خونست و ندارم، تو سرم دمام میزنم، از منیریه تا تجریش دمام زدم یه بار، تو کلوزه‌ام تنهایی دمام زدم، بارون که تند میشه دمام میزنم، وقتی تو اختتامیه ها وراجی مقام مسئول تمام نمی…
 
اجرا واقعی است!اگر دنبال روز شروع تحولات رفتاری یوسفو بگردین، به آشغالهای جلوی خونه سواحلی می رسین! همیشه مُشتی بچه استندبای تو میدون جلوی خونش میپلکیدن بلکه در باز شود، عطر نصفه ای، لباس یک بار تن رفته ای، ته مونده کنیاکی، ته شیشه مارمالادی چیزی بگذارد دم در روی سه کنچه! محمود سواحلی زود چیزهای زندگیش را دور می انداخت، درویش و این چیزا نبود ولی هم…
 
ممد راجرز، اپوزیسیون دنیا آمد، اپوزیسیون زیست و اپوزیسیون هم قرار بود از دنیا برود که نرفت، … زنش و سه‌تا بچه‌هاش برداشته بودند رفته بودند خانه پدرشان پلنگ و جعفر پلنگ وسط میدون حمزه‌ئیان جوری که هر کی تا هر شعاعی از میدان هم که ایستاده بشنود چنگال‌هاش را باز کرده بود، صدا را داده بود توی سرش و گفته بود نوکر دخترم و نوه‌هام هم هستم، پس چه! تو خونه …
 
همان‌طور که در واتیکان، همان‌طور که در الازهر همان‌طور که بنارس، ما هم سربَندِ جدل‌های بی‌انتها، آرواره‌هامان ساب رفته بود ولی هنوز معلوم نکرده بودیم که آیا خدا وجود دارد خودمان را جمع کنیم یا ندارد و همین‌طور لَش که هستیم بمانیم و استمرارش دهیم. خدا توی دست‌های ما که دوازده شانزده ساله بودیم و قرارگاهمان پشت انبار کانادادرای بود، یا ته می‌گرفت، یا…
 
این داستان در شماره‌ی سوم مجله‌ی سان (تیرماه ۱۳۹۸) به چاپ رسیده است.اگر جماهیر هنوز در اتحاد بودند و کاپیتالیسم قدغن و ممنوعه نمی‌شد، اگر روس‌ها کار به کارِ ملاک‌ها و سرمایه‌دارها نداشتند و از ایروان و باکو کوچشان نمی‌دادند به سرزمین‌های مجاور، حالا روند سکونت و یکجانشینیِ من در تهران طور دیگری بود. باید از جام بلند بشوم. نه در معنای بپا خواستن، در…
 
این داستان در شمارهٔ ۶۴ مجلهٔ «همشهری داستان» (۱۳۹۴/۱۲/۰۱) با نام «کروزوئه» چاپ شده‌است. پادکست دیالوگ‌باکس نسخه‌ی صوتی آن‌را تهیه کرده است. ... لینک این اپیزود در دیالوگ‌باکس من حالا به هر کسی که بگویم دُکو را کروکودیل خورد، یک فکری پیش خودش می‌کند، یا یک فکری درباره‌ی من می‌کند اما راستش این است که یک کروکودیل دکو را خورد... من حالا به هر کسی که …
 
این داستان در شمارهٔ ۵۷ مجلهٔ «همشهری داستان» (۱۳۹۴/۰۵/۰۱) چاپ شده‌است. پادکست دیالوگ‌باکس نسخه‌ی صوتی آن‌را تهیه کرده است لینک این اپیزود در دیالوگ‌باکس این یک شوخی واقعی است که یک وقتی یک معلم تاریخ در شورویِ سابق، اول سال می‌رود اتاق مدیر، کتاب را می‌کوبد روی میز و می‌گوید: «آقای مدیر، من نمی‌توانم توی این مملکت تاریخ درس بدهم مِن بعد.... این یک…
 
این داستان در شمارهٔ ۴۹ مجلهٔ «همشهری داستان» (۱۳۹۳/۰۹/۰۱) چاپ شده‌است.قضیه از این قرار است که خیلی سال پیش مک‌لوهان، حبیبو کشمش را اتفاقی توی کافه‌ای در ابوظبی دیده و به حبیبو گفته: «هر وقتی برگشتی ایران به زینت سلام برسون و بگو اگه یه آدم با عرضه‌ای پاشه یه فیلمی از زندگی و روزگار تو بسازه، من تمام کتاب‌هام رو از کتاب‌فروشی‌ها جمع می‌کنم و باقی ع…
 
این داستان در شمارهٔ ۵۳ مجلهٔ «همشهری داستان» (۱۳۹۴/۰۱/۰۱) چاپ شده‌است.می‌خواهم از ممو سیاه (۱۹۵۶–۱۹۹۲) حرف بزنم. سیاهِ تنهایی بود. نمی‌شد دربارهٔ چهره‌اش بگویی بامزه، ولی مِهر عجیبی داشت. توی خودش آفریقای کوچکی بود و انگار مثل آفریقا در جغرافیای جدایی زندگی می‌کرد که برای کسی نمی‌صرفید آن‌همه راه برود آن‌جا که ببیند تویش چه خبر است.اولین روزی که ا…
 
این داستان را برای سکوت و غمی که به‌وقت میگرن ننه‌ها توی خانه‌ها پهن می‌شد نوشته‌ام. پشت میگرن مادرها، غم، تقلا، استیصال و بی‌پناهی پسرهایشان خوابیده. ننه‌ی ما که سردردش شروع می‌شد، زندگی توی خونه‌مون استوپ می‌شد.
 
این نوشتار و گفتار اول اردیبهشت ۹۸ منتشر شده است: زنگ زدم گفتم: علی آقا سلام! علیخانِ پورآفریقا سلام. شاهین بازیِ مرگ و زندگی داره تو تهرون. می‌خوام بیای... میخوام بلیط هواپیما بگیرم بیای... تو رو سکو هم که باشی، کسی نزدیکِ هیجده‌ی شاهین نمیشه!گفت: مونو یادتونه هنو؟ عامو!گفتم: تا قبر. گفتم: هتل و اینا نمیتونم برات بگیرم عامو، ولی خونه خودم در خدمتت…
 
خوانش داستانی که در مجله «سه نقطه» شماره صفر با عنوان «سرباز بی میکاسای پیاده معمولی» (خاطرات یک شاه که خیلی هم شاه نماند) - تیر و مرداد 97 - چاپ شده است. پادکست دیالوگ‌باکس نسخه‌ی صوتی آن‌را تهیه کرده است لینک این اپیزود در دیالوگ‌باکس
 
در تاریخ یکم بهمن‌ماه 97 با حضور سروش صحت (مجری برنامه) ضبط شده است.فیلم برنامه در کانال تلگرام @ehsanooلینک برنامه در سایت نسیم: tvnasim.ir/program/27266
 
Loading …

คู่มืออ้างอิงด่วน

Google login Twitter login Classic login